تبلیغات
㋡مطالب طنز㋡

㋡مطالب طنز㋡
با گریه به دنیا می آیی،اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی 
نظر سنجی
پرچم کدوم بالاست؟؟؟



لینک دوستان
.
اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که
.
یه گردو رو شیکوندم
خوردم دیدم ترشه ،
نگو لیمو امانی بوده... :|

:)))) 


نایت اسکین


مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده ! o^O


نایت اسکین


نقل شده که هرکسی^ لایکش^ را از بنده های خدا دریغ کنه،...!!!
تو جهنم کامنت داغ در حلقش میریزن !!!!
حالا ما گفته باشیم... :l :))


نایت اسکین


ادامه فراموش نشه

اولین ضربه ی روحی زندگیمو زمانی خوردم که
.
یه گردو رو شیکوندم
خوردم دیدم ترشه ،
نگو لیمو امانی بوده... :|

:)))) 


نایت اسکین


مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده ! o^O


نایت اسکین


نقل شده که هرکسی^ لایکش^ را از بنده های خدا دریغ کنه،...!!!
تو جهنم کامنت داغ در حلقش میریزن !!!!
حالا ما گفته باشیم... :l :))


نایت اسکین


ادامه فراموش نشه

زنه همسایمون اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی ، یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
زنه میگه خوبه ، از همین یه سالمشو بدین !

نایت اسکین

دختره 80ـی استاتوس زده:اگه بابام برام تبلت نخره از خونه میرم!!!
ما همسن این بودیم، لگن حمومو پر میکردیم با عینک شنای خواهر/برادرمون میرفتیم حموم کلمون رو میکردیم زیر آب!
والّا!

نایت اسکین

تو خارج دخترا تو ۱۴ سالگی حامله میشن اونوقت اینجا دختر۲۰ ساله نقاشی میفرسته واسه عمو پورنگ :|

نایت اسکین

دیشب رفیقم اس داده : ب اندازه ی دیوونه های دیوونه خونه دیوونه وار دیوونتم دیوونه!
ناموسا واسه سلامتیش دعاکنید

نایت اسکین

از جلوی یه رستوران رد میشدم دیدم روی درش نوشته: لورل بیا هاردی برو!

نایت اسکین

اینم عمه ی بروسلی خنده
 

عمه جکی جان



Avazak.ir Line42 تصاویر جداکننده متن (3)



Avazak.ir Line42 تصاویر جداکننده متن (3)



Avazak.ir Line42 تصاویر جداکننده متن (3)



 


نایت اسکین


‏دیشب با خونمون دعوام شد گفتم من ""سگم"" )دقت کنید سگ( اگر دوباره بیام تو این خونه و از خونه زدم بیرون ^___^
بعد چند ساعت مامانم زنگ زد 
مامانم : کامران مادر پاشو بیا خونه من : اوممم نمیخواهم , نمی آیم!! 
مامانم : خرس گنده پاشو بیا خونه دیگه برا من ناز نکن 
من : اوممم چشم
خلاصه رفتم خونه و رفتم برم تو اتاقم دیدم عکسم رو زدن رو در اتاقم و زیرش نوشتن محل نگهداری سگ خونه @@ دی :
عصبی شدم پریدم تو پذیرایی گفتم این کار کیههههه؟؟؟
مامانم برگشته به بابام میگه : جلل الخالق نگاه کن سگمون داره حرف میزنه ^.^ ^___^
بابام هم یه خلال دندون دستش بود انداختش آخر پذیرایی میگه کامران ) سگشون رو میگفت( بدو بیارش !!!
خو لامصب سگ دوس داشتید سگ میخریدیت ، من که داشتم با بچه های پرورشگاه زندگیمو میکردم^__^______



یادتونه بچه بودیم در دوران مدرسه وقتی توی بچه های فامیل کسی هم سن خودمون داشتیم فوری ازش می پرسیدیم که درسشون کجاست. وای به زمانی که اونا درسشون جلوتر بود از حسودی جونمون می خواست در بیاد آخرش هم یه جورایی با هاش در 
می افتادیم و یه کم دلمون خنک می شدیم.



و در آخر







[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ ムᄊノ尺 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

1. ایـــن وبــلاگ فــقـط بـــــــرای شـادی شـما بوجــود اومــده و قـصد توهین به کســـی رو هرگز نداره و مطالـب این وب کاملا اخلاقی و مجاز هست/


2. اگه از این وب خوشتون اومد ب دوســتاتون هـم مــعـرفـــیش کنــیـــد (;/


3. کـــــــپـــــــی آزاده! همینکه بخنـدید کافیه ^.^/


4. وبـلاگ صفحه بندی شدس! میتونید ب صفحه های دیگه هم یه نــــگاهی بندازیــــــد/


5. این وب هرروز آپ مـــــیشه/


6. خوشحال میشم نظراتــــونو دربــــــــاره مطالــــب بدونم/


7. فقط یه خواهــــشی دارم!! « بکوب لایـــــــــکوووووووو » خخخخ!!!


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :